دلم برای باغچه میسوزد...
-
تاریخ: 1393/2/19 ساعت: 0:01
کسی به فکره گل ها نیست.. کسی به فکره ماهی هانیست.. کسی نمی خواهد.. باورکند که باغچه دارد میمیرد.. که قلبه باغچه درزیر آفتاب ورم کرده است.. که ذهن باغچه دارد آرام آرام.. ازخاطرات سبز تهی میشود.. و حس باغچه انگار.. چیزی مجردست که در انزوای باغچه تزک برداشته است.. حیاط خانه ی ماتنهاست.. حیاط خانه ی ما ...
یـــــــادتـــــــه...؟؟!
-
تاریخ: 1393/2/15 ساعت: 1:08
روزای خیلی طلایی یادته؟؟ روزه ترس ازجدایی یادته؟؟ روزه تمرین اشاره یادته؟؟ شب چیدن ستاره یادته؟؟ شعرای کتاب درسی یادته؟؟ یادته گفتی میترسی؟؟یادته؟؟ عکسمون توقاب عکسو یادته؟؟ بله ی بدون مکسو یادته؟؟ دستمون تودست هم بودیادته؟غصه هامون کم کم بودیادته؟ چشم نازت مال من بودیادته؟؟ دیدن من قده قن بود یادته...
هرچی هستی باش...
-
تاریخ: 1393/2/13 ساعت: 23:37
باتوام.. ای لنگرتسکین! ای تکانهای دل! ای آرامش ساحل... باتو ام... ای نور... ای منشور... ای تمام طیفهای آبی...! ای کبود ارغوانی....! ای بنفشابی......
امشب حالم خررابه...
-
تاریخ: 1393/2/13 ساعت: 2:16
امشب دلم خیلی گرفته دوستان...محتاجه دعاتونم...
مریم حیدرزاده
-
تاریخ: 1393/2/12 ساعت: 20:05
توی باغاگله سرخی توی اسمون ستاره جاایی روسراغ ندارم ک نشون ازتونداره.. تاریخ تولد تو توی دفترحسابم شب ک چشمامو میبندم بازنمیذاری بخوابم.. عکس توجوره عجیبی توی چشمام میدرخشه دیوونم خدامیدونه کاش خودش منو ببخشه توی تابستون نسیمی افتابی توی زمستون توهمونی ک گرونه نمیاد ب دستم اسون وقتی من تواسمونم تو ت...